کشمکش های سیاسی در تمام تاریخ حیات بشر ریشه دارد و قومیت و برتری خواهی نژادی، فکتورمهم به این مساله است،سیر تکامل سیاست ها بخصوص در کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه از اختلافات قومی،نژادی،مذهبی مایه گرفته است و افغانستان به عنوان کشور جهان سومی،الگوی خوبی برای زندگی سیاسی و تکوین و اضمحلال […]

کشمکش های سیاسی در تمام تاریخ حیات بشر ریشه دارد و قومیت و برتری خواهی نژادی، فکتورمهم به این مساله است،سیر تکامل سیاست ها بخصوص در کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه از اختلافات قومی،نژادی،مذهبی مایه گرفته است و افغانستان به عنوان کشور جهان سومی،الگوی خوبی برای زندگی سیاسی و تکوین و اضمحلال این گونه دولتها بوده است.

ارسطو حکیم بزرگ یونان به این عقیده بود که برخی نژاد ها ذاتا سرور اند و برخی از نژادها از آغاز سرشت برده شدن دارد ،چنین عقیده ای را در افغانستان بیشتر در برتری خواهی و رسم رواج پشتونوالی و پشتون خواهیمی توان سراغ کرد.

لشکرطالبان به صورت مطلق متشکل از قوم پشتون است و متاثر از اندیشه های پشتونوالی با رویکرد غلیظ مذهب و سنت و برتری پشتونها،اما اکنون که این گروه توانسته است در افغانستان به قدرت برسد در تقلا بین شریعت و عنعنات پشتوانوالی چهره عوض می کنند.

سخنگوی طالبان در یک مصاحبه ای تلویزیونی خود گفته است فعلا امارت طالبان محدود به مرز های جغرافیایی افغانستان است و “امیر المومنین”ملا هیبت الله در قلمرو افغانستان حاکم است او به صورت ضمنی به ایدیولوژی سیاسی طالبان اشاره دارد که امارت بدون مرز در جوامع مسلمان نشین است.

ایدیولوژی ها مرز ندارد و این داعیه سیاسی طالبان به صورت خیلی جدی می تواند به امنیت منطقه صدمه بزند  وقتی تمکین به ایدیولوژی اسلام بنیادگرا گردد خیلی زود این نظر در بین افراطی ها مذهبی گسترش پیداخواهد کرد که نمونه آن را می توان در موضع گیری های تحریک طالبان پاکستانی دید که خواهان ایجاد یک حکومت اسلام هستند.

بعد از به قدرت رسیدن طالبان در کابل،طالبان پاکستانی به صورت خیلی جسورانه بیان کرد که اکنون نوبت پاکستان است،بسط چنین نظریه ای میتواند دامن طالبان افغانستان را برای کمک به برادران مجاهدین شان به پاکستان بکشاند افراطی های چچنی و مدرسه های دیوبندی منتظر چنین فرصت طلایی است که کمتر برای شان میسر می گردد.

موضوع ایدیولوژی و جنگ مقدس که ریشه از دین بگیرد خیلی زود وسعت پیدا خواهد کرد به طور نمونه انقلاب ایران در سال 1357 با رویکرد ایدیولوژی دینی به صحنه سیاست وارد شد و خمینی رهبر انقلاب ایران خیلی با افتخار به اسلام بدون مرز اشاره می کرد و از صدور انقلاب اسلامی به جهان حرف می زد.

روحیه ای که طالبان پس از به قدرت رسیدن شان برای بار دوم پیدا کرده است کمتر از روحیه و انقلاب ایران نیست،یکی دیگر از سخنگویان طالبان چندی پیش از مسلمانان کشمیر یاد کرد و به شکلی موج این حرکت اسلامی شان را در فضای جنوب آسیا پخش کرد.

تحریک طالبان سیاست خویش را بر اساس شریعت تعریف می کنند و به این عقیده است که هر موضوع را باید از درون دین استنتاج کرد و در خورد جامعه داد و دولت را که تشکیل خواهد داد دین اسلام سرمشق شان خواهد بود و هر چیز خارج از چوکات شریعت محکوم به سرکوب است.

در اولین روز به قدرت رسیدن شان در کابل، موسیقی در رسانه ها را حرام اعلام کرد،حضور زنان و پوشش شان را مطابق حکم شریعت تعریف کردند، صنف های درسی دانشگاه ها پسران و دختران جدا گردید.

اما آنچه به نظر می رسد رویکرد طالبان تنها معطوف به شریعت نیست بلکه متاثر از فرهنگ و رسم پشتونوالی است که در کردار شان دیده می شود،پشتونوالی سبک زیستن قبیله است،ارزش ها،رسوم و مختصات قوم که در دو طرف خط مرزی زندگی می کنند و رسوم شان به سخت گیری و غیرت پشتونوالی مشهور است.

نیروهای طالبان بیشتر از آنکه شعار ملی بودن را می دهد بیشتر بر اساس قومیت و سیاست های قومی رفتار کرده است،رفتارها و ارزش های مختص یک جامعه ویک قبیله را در تمام کشور گسترش داده اند و به آن جامه شرعی دوخته اند.

ترکیب کابینه طالبان به صورت مطلق متشکل از قوم پشتون است که تمام جهان نسبت به ساختار تک قومی این کابینه اعتراض کردند،احزاب سیاسی در سطح کشور از همه اقوام تاجیک،ازبک و هزاره از ایجاد کابینه تک قومی و تک هویتی ابراز نار ضایتی کردند ولی هیچ حزب سیاسی پشتون ها به این ساختار کابینه طالبان اعتراض نکردند حتا به صورت گروهی اکثریت شان با طالبان بیعت کردند و از طالبان اعلام حمایت کردند.

در پنجشیر جنگ که طالبان با جبهه مقاومت داشتند نهاد های بین المللی طالبان را متهم به جنایت جنگی کردند ولی اکثریت پشتون ها جنگ پنجشیر توجیه کردند گلبدین حکمتیار که با هیچ گروهی سر سازش ندارد،جنگ پنچشیر را مشروع و آغاز امنیت سرتاسری گفت و از آن استقبال کرد.

اما آنچه تا کنون طالبان انجام داده است بیشتر عنعنات جامعه پشتونوالی و برتری خواهی و حاکمیت یک قوم در آن دیده می شود تا شریعت،حذف وزارت امور زنان و جاگزینی آن به وزارت امر به معروف،بسته کردن مکتب های دخترانه ،جدا سازی صنف های دانشگاه بین پسران و دختران،خانه نشین کردن کارمندان زن از تمام وزارت های کشور،نبودن زنان در کابینه طالبان تبلور از فرهنگ پشتونوالی است .

به طور کلی در یک جامعه دینی روحانیون دست باز برای دخالت دارند،این گروه علاوه بر این که خیر و برکت اخروی را برای مردم آرزو دارند تلاش می کنند تا در مساله دنیوی نیز دست از مداخله برندارند و خیر دنیا و اخرت را یک جای در دامن گیرد اما تحریک طالبان با لباس شریعت می درند  و با نخ های پشتونوالی می دوزند،به این صورت در یک حالت سایه روشن قرار دارد هم ادعای شریعت و اسلام دارند و هم نمی توانند از مساله قومیت و زبان چشم پوشی کنند .

  • نویسنده : مسیح الله داریوش
  • منبع خبر : سفیر نیوز