با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی و بررسی های جامعه شناختی دولت‌ها تنها از طریق ارجاع به این طبقه معنی پیدا می‌کند، چطور می‌تواند این رهبران را به حاشیه ببرد؟ رهبران سنتی و جهادی افغانستان همان طبقه یا کنشگران سیاسی هستند که ساختار اجتماعی دولت را تشکل می‌دهند و حکومت نمی‌تواند این بخش از بدنه دولت را در تصمیم گیری‌های کلان سیاسی در نظر نگیرند.

پرداگندگی سیاسی، یکی از ابزارهای به زیر کشیدن مخالفان سیاسی حکومت و یا احزاب سیاسی در هر کنش سیاسی و اقتصادی است. این ابزار سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته از سوی محمداشرف غنی، نامزد تیم دولت ساز در برابر دیگر تیم‌های سیاسی بگونه جدی و حساب شده انجام شد.

روش محمداشرف غنی، از دو سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و به حاشیه راندن جنرال دوستم آغاز شد. در این بازی که آقای دوستم به یک مهره کم ارزش تبدیل شده بود؛ آقای غنی همزمان با نزدیک شدن انتخابات و یارگیری‌های تیم های انتخاباتی آستین بالازد و با مهره حنیف اتمر حاجی محمد محقق، از رهبران با نفوذ و محمد یونس قانونی، رییس سابق مجلس نمایندگان را به میدان برد برد خودش وارد کرد.

آقای غنی در این باز پراگندگی بزرگی را در میان دو رهبر (حاجی محمد محقق و جنرال دوستم) و رییس سابق مجلس نمایندگان ایجاد کرد و در ظاهر استاد محقق از آدرس هزاره‌ها و محمد یونس قانونی از آدرس قوم تاجیک‌ها یک تیم قوی در برابر آقای غنی تشکیل دادند.

اما هدف ایجاد یک پراگندگی سیاسی در میان رهبران با نفوذ سیاسی بود که با یارگیری‌های محمدحنیف اتمر آقای غنی به آن دست یافته بود و باید گام های بعدی برای پیروزی در این بازی می‌گذاشت. محمدکریم خلیلی توسط سرور دانش معاون آقای غنی مدیریت شده بود و خاطر رییس جمهور غنی از ادرس حزب وحدت به رهبری آقای خلیلی جمع بود.

آقای خلیلی بدلیل دور ماندن از تیم انتخاباتی محمداشرف غنی، به عبدالله عبدالله رو آورد و اسدالله سعادتی را به عنوان معاون در تیم ثبات و همگرایی معرفی کرده بود. عطامحمدنور و صادق مدبر از دیگر رهبرانی بودن که به تیم دولت ساز دعوت شده بود. این دو رهبر از مدیران زیرک در بازی های سیاسی هجده سال گذشته افغانستان نیز درست در کنش‌های سیاسی پسا انتخابات به حاشیه رانده شده‌اند.

ایجاد پرداگندگی سیاسی در میان مخالفان سیاسی و برای جلوگیری از یک تیم قوی در برابر تیم دیگر یکی از راه های مبارزه سیاسی و به قدرت رسیدن است. رهبران که در بازی کلان سیاسی سال گذشته میدان را به آقای غنی باخته‌اند بدون شک در ایجاد یک  اپوزیسیون سیاسی نیز ناکام خواهند بود.

آقای غنی با ایجاد این پرداگندگی سیاسی حالا مدیریت کشور را آن گونه که خودش می‌خواهد و بدون کدام موانع جدی سیاسی به پیش می‌برد. عبدالله عبدالله که حالا خودش بخش از حکومت است و موانع جدی از سوی آقای غنی برای انجام کارهایش حساب نمی‌شود.

از سوی دیگر بسیاری از رهبران سیاسی که در دوره های گذشته در شورای ملی بخصوص مجلس نمایندگان حضور داشتند نیز در انتخابات دور هفدهم به مجلس راه پیدا نکردند. آقای غنی توانسته است که یک طبقه جدی که رهبران سیاسی کاریزماتیک را شامل می‌شود به حاشیه ببرد.

از نگاه جامعه شناسی سیاسی این طبقه است که در بسیاری از کنش‌های سیاسی نقش اساسی را بازی می‌کنند. بدون شک که در بازی سیاسی نقش این طبقه نادیده گرفته نمی‌شود، اما حالا این طبقه به حاشیه برده شده است و خود این رهبران نیز برای حضورشان دست و پا میزنند.

اگر بخواهیم رابطه دولت با این طبقه را مورد بررسی قرار دهیم بدون شک که تمام فرایند کنش سیاسی دولت را بگونه جدی و آن طوری که نیاز است مورد واکاوی قرار دهیم. بررسی تاریخی نشان داده است که شرایط سیاسی اجتماعی همواره به دست این طبقه سیاسی بوده است. حکومت ها نمی‌توانند بدون حضور این طبقه به تصمیم گیری‌های کلان سیاسی جرئت کنند.

با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی و بررسی های جامعه شناختی دولت‌ها تنها از طریق ارجاع به این طبقه معنی پیدا می‌کند، چطور می‌تواند این رهبران را به حاشیه ببرد؟ رهبران سنتی و جهادی افغانستان همان طبقه یا کنشگران سیاسی هستند که ساختار اجتماعی دولت را تشکل می‌دهند و حکومت نمی‌تواند این بخش از بدنه دولت را در تصمیم گیری‌های کلان سیاسی در نظر نگیرند.

حکومت رییس جمهور غنی اگر به این روند ادامه دهد بدون شک که در آینده نزدیک که گفتگوهای صلح با سران گروه طالبان مطرح است با تصمیم گیری های دشوار سیاسی رو به رو خواهد شد. آقای غنی می‌داند که این روند به سود آینده سیاسی افغانستان نیست و از منجلاب تلاش دارد که بیرون شود. آقای غنی اگر بتواند این پرداگندگی سیاسی را درست در زمان که گفتگوهای صلح مطرح است به انسجام سیاسی تبدیل کند بدون شک که گام بلندی در بازی سیاسی افغانستان برداشته است.

  • نویسنده : فخریه نادری
  • منبع خبر : هفته نامه سفیر