درحالیکه یکماه از سقوط شهر کابل به دست طالبان می گذرد اما به نظر می رسد هنوز کابل نشینان نتوانسته اند با حضور طالبان کنار بیایند و به زندگی عادی خود برگردند،حضور سنگین طالبان با لباس های سنتی و چهره جنگی،سرعت بالای که موتر های حامل این گروه با پرچم سفید در جاده های کابل […]

درحالیکه یکماه از سقوط شهر کابل به دست طالبان می گذرد اما به نظر می رسد هنوز کابل نشینان نتوانسته اند با حضور طالبان کنار بیایند و به زندگی عادی خود برگردند،حضور سنگین طالبان با لباس های سنتی و چهره جنگی،سرعت بالای که موتر های حامل این گروه با پرچم سفید در جاده های کابل عبور و مرور دارد بیشتر باعث گردیده است تا مردم از این گروه فاصله بگیرند و در صورت خیلی ضرورت پا از خانه بیرون نگذارند.

گرچه طالبان پس از تصرف کامل افغانستان در کابل عفو عمومی سراسریاعلام کردند و از تمام کارمندان ملکی به خصوص مردان خواسته اند سر کارهای شان برگردند و زنان تا اطلاع بعدی در خانه بمانند، ولی مردم هنوز به گفته این گروه اعتماد نمی کنند و درزیر سایه تهدید به صورت مخفیانه زندگی شان را پیش می برند و حاضر نیستند تا به کارشان دوباره حاضر گردند.

دانش نام یکی از کارمندان سابق سارنوالی در ولایت کابل است او که قبلا ریس یکی از بخش ها در ولایت میدان وردک بوده است می گوید پس از تصرف شهر کابل دیگر نتوانستم به سر کارم بروم و مجبور شدم به خارج از کشور سفر کنم ولی متاسفانه به دلیل ازدحام در میدان هوایی نتوانستم به مقصد برسم او گفت” حتا راهای قاچاق را برای خارج شدن از کشور امتحان کردم حتا تا مرزهای کشورهای همسایه رفتم ولی به دلیل تهدید های بلند امنیتی از سوی مرزبانان کشورهای همسایه پس برگشتم کابل” او ادامه داد:زندگی برای من که تمام دارایی هایم همان شغل بود ضرب صفر شد و هنوز نمی دانم از کجا و چگونه آغاز کنم ولی منتظرام تا اداره پاسپورت دوباره باز شود تا با تمام اعضای فامیل بتوانیم به یکی از کشورهای همسایه سفرکنیم و هرگز بر نگردیم.

او می گوید زیستن زیر پرچم طالبان  مرگ تدریجی است و سخت تر از آن کار کردن به عنوان کسی که در حکومت سابق دارای وظیفه بودید ادامه دادن را مشکل می سازد او می گوید امید زندگی تقریبن صفر است و به هیچ صورت سر شغل سابق ام بر نمی گردم.

روشنگر یکی از کارمندان سابق حکومت گذشته است که ریس دفتر در یکی از وزارت ها در کابل وظیفه داشته است ولی اکنون در جاده های پل سرخ بیکار می گردد او می گوید گرچه بعضی از دوستانم سر کار رفته است ولی من تصمیم ندارم سر کار گذشته ام حاضر شوم او می گوید:در اداره طالبان کسی نیست بپرسد کی چی کاره بود و چی کاره هست فعلن تما مقام های بلند و پایین به دست این گروه و یا هواداران شان است که بدون توجه به تخصص شان در دفتر ها حاضر اند و کسی هم سوال نمی کند که کی تخصص اش و وظیفه اش چی است.

او گفت: فعلن معاش اصلن وجود ندارد و اکثر دوستانم سرکار رفته اند فقط به امید این که در آینده بتوانند وظیفه گذشته شان را از دست ندهند به دفتر هایشان می روند پس از چند ساعت بدون کدام کاری خاص به خانه هایشان با شکم گرسنه بر می گردند او افزود گرچه شغل را که به دست آورده بودم محصول سالها تلاش های جوانی ام بود و کسی برایم تحفه نداده بود ولی هرگز بر نمی گردم و فعلن تمام گزینه های که دارم خروج از افغانستان است.

حلیم یکی دیگر کارمندان حکومت سابق است که در ناحیه چهارم کابل پس از سقوط شهر به دست طالبان بدون وقفه به کار اش می رود اما وی می گوید ما از ساعت هشت تا چهار دیگر در دفتر هستیم ولی هیج کسی برای کاری به این اداره مراجعه نمی کند او گفت قبل از حکومت طالبان کار شان سخت ترین و خسته کننده ترین کار در تمام ناحیه به دلیل زیادی مراجعین بود ولی حالا فقط می نیشینم و قصه می گوییم خبری از مراجعین نیست.

پس از سقوط کابل به دست طالبان شهر روحیه اش را از دست داده است و کابل با پنج میلیون نفوس شوک را که دیده است هنوز به نظر نمی رسد شهر به این زودی در حالت عادی برگردد،ترافیک که جاده های کابل داشت این روز های تبدیل به جاده های یاس و نا امیدی است و میدان برای قطارهای نظامیان طالب و پرچم سفید، مردم در حالت سردرگمی است، اکثر اداره های دولتی تعطیل است و مکتب ها و دانشگاه ها بسته است و امیدی برای مردم نیست باید دید که حکومت طالبان چالش های را که قرار است پیش روی شان مواجه گردد با چی ابزار و چی راهکار حل خواهد کرد و آیا گراف امید به زندگی مردم سیر صعودی را خواهد پیمود یا نزولی ر

  • نویسنده : مسیح الله داریوش